تبلیغات
حکایت و شعر پند آموز

حکایت و شعر پند آموز
این نکته نوشته ایم بر دفتر عشق ، سر دوست ندارد آنکه دارد سر دوست  
نویسندگان
تو ای ماه زیبای رویای من                                                      
عزیز تمام غزل های من
خیال قشنگ تو تابان شده
شب غربتم نقره باران شده
چه آرام از من گذر میکنی
جهان مرا تازه ‌تر میکنی
چراغ شب تار .. یادت بخیر
تو ای نازنین یار .. یادت بخیر
چراغ شب تار یادت بخیر
تو ای نازنین یار یادت بخیر
گل من پس از سال ها رفتنت
چه خوشبو شده بوی پیراهنت
گل مریم من که زیبای شدی
تو در شام آخر شکوفا شدی
گل ناز یادت شکوفا شده
زمستان من با تو زیبا شده
زمستان من با یعنی بهار
عبور ترن از دل پنبه زار
زمستان من با یعنی بهار
عبور تِرن از دل پنبه زار
چه آرام از من گذر میکنی
جهان مرا تازه ‌تر میکنی
چراغ شب تار .. یادت بخیر
تو ای نازنین یار .. یادت بخیر
چراغ شب تار یادت بخیر
تو ای نازنین یار یادت بخیر

********************

ترانه سرا : رسول یونان

98/4/1  روز خاطره


دانلود آهنگ



طبقه بندی: خانواده، تاریخ، شعر و موسیقی ،
[ شنبه 1 تیر 1398 ] [ 06:26 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]
وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم
دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
گاه سفر آمد؛ نه هنگام درنگ است
چاووش می‌گوید که ما را وقت تنگ است
گاه ِ سفر شد، باره بر دامن برانیم
تا بوسه گاهِ وادیِ ایمن برانیم
وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسی جلودار است و نیل اندر میان است
از هر کران بانگ رحیل آید به گوشم
بانگ از جرس برخاست وای ِ من خموشم
دریادلان راه سفر در پیش دارند
پا در رکاب ِ راهوار خویش دارند
گاه سفر آمد برادر! گام بردار!
چشم از هوس از خُرد از آرام بردار!
گاه سفر آمد برادر! ره دراز است
پروا مکن بشتاب! همّت چاره ساز است
رهتوشه باید عقل را در کار بندیم
دل بر خدا، آنگه به رفتن باره بندیم
رهتوشه باید شب را در دل نشانیم
وادی به وادی باره تا بر دل نشانیم
باید خطر کردن، سفر کردن، رسیدن
ننگ است از میدان، رمیدن، آرمیدن
تنگ است ما را خانه، تنگ است ای برادر!
بر جای ما بیگانه، ننگ است ای برادر!
فرمان رسید: این خانه از دشمن بگیرید!
تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید!
یعنی کلیم، آهنگِ جان سامری کرد
ای یاوران! باید ولی را یاوری کرد
گر صد حرامی، صد خطر در پیش داریم
حکم جلودار است سر در پیش داریم
حکم جلودار است بر هامون بتازیم
هامون اگر دریا شود از خون بتازیم
از دشت و دریا در طلب باید گذشتن
بیگاه و گاه و روز و شب باید گذشتن
گر صد حرامی، صد خطر در پیش داریم
حکم جلودار است سر در پیش داریم
فرض است فرمان بردن از حکم جلودار
گر تیغ بارد، گو ببارد نیست دشوار
جانان من برخیز! بر جولان برانیم
زانجا به جولان تا خط لبنان برانیم
آنجا که جولانگاه اولاد یهوداست
آنجا که قربانگاهِ زعتر، صور، صیداست
آنجا که هر سو صد شهید خفته دارد
آنجا که هر کویش غمی بنهفته دارد
جانان من! اندوه لبنان کشت ما را
بشکست داغ دیر یاسین پشت ما را
جانان من! برخیز باید بر جبل راند
حکم است باید باره تا دشت امل راند
باید به مژگان رُفت گَرد از طور سینین
باید به سینه رَفت زینجا تا فلسطین
باید به سر زی مسجد الاقصی سفر کرد
باید به راه دوست، تَرک جان و سر کرد
جانان من برخیز و بشنو بانگ چاووش
آنک امام ما علم بگرفته بر دوش
تکبیر زن، لبیک گو، بنشین به رهوار
مقصد دیار قدس، همپای جلودار ...

شاعر : استاد حمید سبزواری

خواننده : استاد حسام الدین سراج

جمعه 98/3/10 برابر با رمضان 1400

بانو آیتی assarkhoneh@

                




طبقه بندی: حکایت، گردشگری، دینی، شعر و موسیقی ،
[ جمعه 10 خرداد 1398 ] [ 09:19 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]

غده نحس

از حنجر انقلاب حلق آویزیم

الحق که مکلفیم تا برخیزیم

باید دل خویش را به دریا بزنیم

این غده نحس را به دریا ریزیم

احسان کاوه 

جمعه 98/3/10 برابربا رمضان 1400

بانو آیتی assarkhoneh@


                             

                            

                             





طبقه بندی: خانواده، تاریخ، گردشگری، دینی،
[ جمعه 10 خرداد 1398 ] [ 08:10 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]
آنکه از فرط گنه ناله کند زار کجاست؟

آنکه زاغیار برد شکوه بر یار کجاست

باز ماه رمضان آمد و بر بام فلک

می زند بانگ منادی که گنه کار کجاست

سفره رنگین و خدا چشم به راه من و توست

تاکه معلوم شود  طالب دیدار کجاست

بار عام است خدا را به ضیافت بشتاب

تا نگوئی که در رحمت دادار کجاست

مرغ شب نیمه شب دیده به ره می گوید

سوز دل ساز بود دیده بیدار کجاست

ماه رحمت بود ای ابر خطاپوش ببار

تا نگویند که آن وعده ایثار کجاست

حق به کان کرمش طرفه متاعی دارد

در و دیوار زند داد خریدار کجاست

آن خدائی که رحیم است و کریم است و غفور

گوید ای سوته دلان عاشق دلدار کجاست

من ژولیده به آوای جلی می گویم

آنکه با توبه ستاند سپر نار کجاست

ژولیده نیشابوری

بانو آیتی assarkhoneh@

               





طبقه بندی: تاریخ، خانواده، دینی، شعر و موسیقی ،
[ دوشنبه 16 اردیبهشت 1398 ] [ 10:12 ب.ظ ] [ بانو آیتی ]
 

وحی آمد سوی موسی از خدا    بندهٔ ما را ز ما کردی جدا

تو برای وصل کردن آمدی           یا برای فصل کردن آمدی

تا توانی پا منه اندر فراق           ابغض الاشیاء عندی الطلاق

هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام    هر کسی را اصطلاحی داده‌ام

در حق او مدح و در حق تو ذم    در حق او شهد و در حق تو سم

ما بری از پاک و ناپاکی همه      از گرانجانی و چالاکی همه

من نکردم امر تا سودی کنم      بلک تا بر بندگان جودی کنم

هندوان را اصطلاح هند مدح     سندیان را اصطلاح سند مدح

من نگردم پاک از تسبیحشان   پاک هم ایشان شوند و درفشان

ما زبان را ننگریم و قال را         ما روان را بنگریم و حال را

ناظر قلبیم اگر خاشع بود        گرچه گفت لفظ ناخاضع رود

زانک دل جوهر بود گفتن عرض  پس طفیل آمد عرض جوهر غرض

چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز   سوز خواهم سوز با آن سوز ساز

آتشی از عشق در جان بر فروز  سر بسر فکر و عبارت را بسوز

موسیا آداب‌دانان دیگرند           سوخته جان و روانان دیگرند

عاشقان را هر نفس سوزیدنیست   بر ده ویران خراج و عشر نیست

گر خطا گوید ورا خاطی مگو          گر بود پر خون شهید او را مشو

خون شهیدان را ز آب اولیترست    این خطا را صد صواب اولیترست

در درون کعبه رسم قبله نیست     چه غم از غواص را پاچیله نیست

تو ز سرمستان قلاوزی مجو         جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو

ملت عشق از همه دینها جداست  عاشقان را ملت و مذهب خداست

لعل را گر مهر نبود باک نیست       عشق در دریای غم غمناک نیست

 بقیه شعر در کتاب گنجور

بانو آیتی assarkhoneh@




طبقه بندی: تاریخ، حکایت، شعر و موسیقی ،
[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 ] [ 11:50 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]
 
 دید موسی یک شبانی را براه    کو همی‌گفت ای گزیننده اله

تو کجایی تا شوم من چاکرت      چارقت دوزم کنم شانه سرت

جامه‌ات شویم شپشهاات کشم  شیر پیشت آورم ای محتشم

دستکت بوسم بمالم پایکت        وقت خواب آید بروبم جایکت

ای فدای تو همه بزهای من        ای بیادت هیهی و هیهای من

این نمط بیهوده می‌گفت آن شبان گفت موسی با کی است این ای فلان

گفت با آنکس که ما را آفرید         این زمین و چرخ ازو آمد پدید

گفت موسی های بس مدبر شدی خود مسلمان ناشده کافر شدی

این چه ژاژست این چه کفرست و فشار پنبه‌ای اندر دهان خود فشار

گند کفر تو جهان را گنده کرد       کفر تو دیبای دین را ژنده کرد

چارق و پاتابه لایق مر تراست      آفتابی را چنینها کی رواست

گر نبندی زین سخن تو حلق را    آتشی آید بسوزد خلق را

آتشی گر نامدست این دود چیست  جان سیه گشته روان مردود چیست

گر همی‌دانی که یزدان داورست      ژاژ و گستاخی ترا چون باورست

دوستی بی‌خرد خود دشمنیست    حق تعالی زین چنین خدمت غنیست

با کی می‌گویی تو این با عم و خال  جسم و حاجت در صفات ذوالجلال

شیر او نوشد که در نشو و نماست   چارق او پوشد که او محتاج پاست

ور برای بنده‌شست این گفت تو        آنک حق گفت او منست و من خود او

آنک گفت انی مرضت لم تعد            من شدم رنجور او تنها نشد

آنک بی یسمع و بی یبصر شده‌ست  در حق آن بنده این هم بیهده‌ست

بی ادب گفتن سخن با خاص حق      دل بمیراند سیه دارد ورق

گر تو مردی را بخوانی فاطمه           گرچه یک جنس‌اند مرد و زن همه

قصد خون تو کند تا ممکنست         گرچه خوش‌خو و حلیم و ساکنست

فاطمه مدحست در حق زنان         مرد را گویی بود زخم سنان

دست و پا در حق ما استایش است  در حق پاکی حق آلایش است

لم یلد لم یولد او را لایق است         والد و مولود را او خالق است

هرچه جسم آمد ولادت وصف اوست هرچه مولودست او زین سوی جوست

زانک از کون و فساد است و مهین    حادثست و محدثی خواهد یقین

گفت ای موسی دهانم دوختی       وز پشیمانی تو جانم سوختی

جامه را بدرید و آهی کرد تفت         سر نهاد اندر بیابانی و رفت

بانو آیتی assarkhoneh@





طبقه بندی: تاریخ، حکایت، دینی، شعر و موسیقی ،
[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 ] [ 10:45 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]
[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1398 ] [ 10:40 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]

      که‌هان تمامی‌هفت آسمان نظاره کنید
      فلک به دامن خورشیدتان قمر داده
       
      کسی که وارث پیغمبر است؛ ابتر نیست
      خدا دوباره به این خاندان پسر داده
       
      پسر نه، کوثر قرآن، ضامن آهو
      جواد آل علی، جان ضامن آهو
       
      همان که سجدگهش آسمان عیسی شد
      همان که خاک درش کوه طور موسی شد
       
      همان که آرزویش بر دل زکریا ماند
      همان که دیدن او آرزوی یحیی شد
       
      همان که ذره شد از لطف چشم او خورشید
      همان که قطره ز شوق نگاش دریا شد
       
      همان که روشنی چشم آسمانی‌هاست
      ستاره سحر آسمان بابا شد
       
      همان که در وسط طعنه‌ها و تهمت‌ها
      رسید و قصه کوثر دوباره احیا شد
       
      مدینه مکه و ریحانه هم خدیجه آن
      رضا، رسول خدا و جواد، زهرا شد
       
      رسید سیب بهشت خدا، خدا را شُکر
      رسید یوسف یعقوب ما، خدا را شُکر
       
      به شیوه پدر این چشم مهربان شده است
      همان نگاه همان عاطفه همان شده است
       
      همان صمیمیت و گرمی‌و صفای سبز
      همان پناه که آهو دخیل آن شده است
       
      اگر غلط نکنم بوی یاس می‌آید
      اگر درست بگویم؛ رضا جوان شده است
       
      جواد، جود خداوند آسمان‌ها هست
      که با زبان زمینی او بیان شده است

         *******************

     شاعر : محسن عرب خالقی

     التماس دعا .

     بانو آیتی @assarkhoneh

                                           






طبقه بندی: خانواده، تاریخ، گردشگری، دینی، شعر و موسیقی ،
[ شنبه 25 اسفند 1397 ] [ 11:47 ب.ظ ] [ بانو آیتی ]
                                         

اکبر شریعت به دیار باقی شتافت .
او یک ارتشی جانباز بود
حاج اکبر مداح جبهه و جنگ بود
او چندین مدح زیبا و دلنشین در جبهه داشت
که یکی از آنها کربلا کربلا بود . روحش شاد
------------------------

کربلا ، کربلا ما داریم میاییم
اسرای مظلوم ما داریم میاییم
صفدری، حزب اسلامی و یاران دادیم
هفتادودو سردار هفتم تیر دادیم
بهشتی، مفتح، مطهری ها دادیم
مصطفی خمینی، رجایی، باهنر ها دادیم
دستغیب، صدوقی، اشرفی، مدنی ها دادیم
منتظر،محمد، اندرزگوها دادیم
کربلا ، کربلا ما داریم میاییم
کربلا ، کربلا ما داریم میاییم
قدوسی، هاشمی، کلاهدوز ها دادیم
عراقی با چمران جهان آرا دادیم
نامجو، فکوری، فلاحی، قرنی ها دادیم
شیرودی، شریعت، عباس دوران دادیم
نزدیک لشکر کربلا ما جوون ها دادیم
پیروان علی با حسین نوجوون ها دادیم
ارتشی هم سپاه، بسیجی ها دادیم
کربلا ، کربلا ما داریم میاییم
کربلا ، کربلا ما داریم میاییم

********************
اجرا از اکبر شریعت در جبهه

بانو آیتی @assarkhoneh

اجرا : از اکبر شریعت در جبهه جن



طبقه بندی: خانواده، تاریخ، دینی، شعر و موسیقی ، جغرافیا،
[ پنجشنبه 23 اسفند 1397 ] [ 10:02 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]

امروز یک شعر طنز که همه چیز در آن نهفته است .

در ظنز همه چیز را میتوان بیان کرد و به کسی برنخورد .

مارا چه که باغ لاله دارد               مارا چه که خسته ناله دارد

مارا چه که گربه می کند تخم       مارا چه که گاو می زند شخم

مارا چه که گوش خر دراز ست      مارا چه که چشم گرگ باز ست

مارا چه که حمله می کند ییر        مارا چه که قطره بارد از ابر

مارا چه که شاخ گاو تیز است       ما را چه که تخم مرغ لیز است

مارا چه که میش بچه دارد            مارا چه که اسب کره دارد

مارا چه به جنگ روس و ژاپن         یا حمله بالون و دراگون

ما در غمه خویش ناله داریم          کندو هزار ساله داریم

هستیم چو مرغ پر شکسته          از تیر قضا نژند و خسته

نه جفت و نه آب و دانه داریم         نه لانه  نه آشیانه داریم

مه پشه دام عنکبوتیم                 باد برهوت بر بروتیم

چون سگ به هوای استخوانیم      چونفضله سگ مسگس پرانیم

بی توشه ی علم و مایه فن          افتاده به گرد بام و برزن

بی خاصیت و کمال و تقوا             از فضل و هنر کنیم دعوا

انواع هنر به خویش بندیم             بیهوده به ریش خویش خندیم

شاعر : ادیب الممالک فراهانی

بانو آیتی @assarkhoneh

                                    




طبقه بندی: تاریخ، شعر و موسیقی ، طنز و بازی ،
[ چهارشنبه 22 اسفند 1397 ] [ 04:37 ب.ظ ] [ بانو آیتی ]

شعر و معنی :

میحانه میحانه میحانه میحانه

معنی : مگر زمان دیدارمان فرا نرسیده

غابت شمسنا الحلو ما جانا غابت شمسنا الحلو ما جانا

معنی:آفتاب ما غروب کرد و زیبا روی ما نیومد

حیک حیک , حیک بابا حیک , الف رحمه علی بیک هذول العذبونی هذول المرمرونی

معنی:حیک : آفرین به تو دست مریزاد

معنی:همین ها هستند که مرا عذاب دادند این ها مرا بدبخت کردند 

علی جسر المسیب سیبونی , علی جسر المسیب سیبونی

معنی:روی پل مسیب مرا آواره کردند

میحانه میحانه میحانه میحانه

عافت عیونی النوم , عافت عیونی النوم
بعدک حبیبی العین ذبلانه , بعدک حبیبی العین ذبلانه

لوح القدر مكتوب لوح القدر مكتوب
هجرک حبیبی الروح ضمآنه , هجرک حبیبی الروح ضمآنه

حیک حیک , حیک بابا حیک , الف رحمه علی بیک هذول العذبونی هذول المرمرونی
علی جسر المسیب سیبونی , علی جسر المسیب سیبونی

نور دو چشمانم ماه گریزانم دانی و میدانم بعد تو دیوانه ام

همه حاله خوشم از تو شادی و غم از تو ای سر و سامانم بعد تو دیوانه ام

ضلیت انا سهران , ضلیت انا سهران وارعى نجومی لیش ماجانه
واتسامر ویا اللیل , واتسامر ویا اللیل واجمع همومی و روحی تلفانه


حیک حیک , حیک بابا حیک , الف رحمه علی بیک هذول العذبونی هذول المرمرونی
علی جسر المسیب سیبونی , علی جسر المسیب سیبونی

خواننده : مهدی یراحی


بانو آیتی @assarkhoneh

حیک حیک , حیک بابا حیک , الف رحمه علی بیک هذول العذبونی هذول المرمرولی جسر المسیب سیبونی ی جسر المسیب سیبوعلی جسر لمسیب معنی:روی پل مسیبویحانه میحانهافت عیونشمانم ماه گریز















طبقه بندی: خانواده، تاریخ، گردشگری، شعر و موسیقی ،
[ یکشنبه 19 اسفند 1397 ] [ 12:27 ب.ظ ] [ بانو آیتی ]



شاه صنم زیبا صنم بوسه زنم لبهای تو

ابریشم قیمت نداره حیف از اون موهای تو

آی سر راهت نشینم خسته خسته یار گلم

آی گل ریحون بچینم دسته دسته یار گلم

آی گل ریحون چنین بویی نداره یار گلم

آی دل مو طاقت دوری نداره یار گلم

به قرآن مجید آیه آیه

دلم هر لحظه دیدار تو خواهه

اگر از طعنه های مردم نترسم

به دنبالت می آیم مثل سایه یار گلم

آی بیا که جانم از جانت جدا نیست یار گلم

آی بیا که در دل من جز صفا نیست یار گلم

آی بیا یک لحظه پیش هم نشینیم یار گلم


*********************************


خواننده : ملیحه سعیدی


بانو آیتی @assarkhoneh




طبقه بندی: خانواده، تاریخ، شعر و موسیقی ،
[ جمعه 10 اسفند 1397 ] [ 08:59 ب.ظ ] [ بانو آیتی ]

فردوسی درشاهنامه اینگونه سروده

وصییت شاه اردشیربه پسرش شاپور                                                                              

چو بر دین کند شهریار آفرین

برادر شود شهریاری و دین

نه بی تخت شاهیست دینی به پای

نه بی دین بود شهریاری به جای

دو دیباست یک در دگر بافته

برآورده پیش خرد تافته

نه از پادشا بی نیازست دین

نه بی دین بود شاه را آفرین

چنین پاسبانان یگدیگرند

تو گویی که در زیر یک چادرند

نه آن زین نه این زان بود بی نیاز

دو انبازدیدیمشان نیک ساز

چو باشد خداوند رای و خرد

دو گیتی همی مرد دینی برد

چو دین را بود پادشا پاسبان

تو این هر دو را جز برادر مخوان

چو دین دار کین دارد از پادشا

مخوان تا توانی ورا پارسا

هر آنکس که بر دادگر شهریار

گشاید زبان مرد دینش مدار

************************

  بانو آیتی @assarkhoneh

              آپلودسنتر فارسی آپ
                    
 



طبقه بندی: خانواده، تاریخ، دینی، شعر و موسیقی ،
[ شنبه 27 بهمن 1397 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ بانو آیتی ]

سلام بر زهرای پهلو شکسته

سلام بر مادر محسن سقط شده

بوی خوش می‌آید اینجا، عود و عنبر سوخته؟
یا که بیت اللَّه را کاشانه و در سوخته؟

از چه خون می‌گرید این دیوار و در؟ یا رب مگر
گلشن آل خلیل اینجا در آذر سوخته؟

خانه وحی از مَلک یک‌باره شد در ازدحام
اندرین غوغا مگر جبریل را پر سوخته؟


خانه زهراست اینجا، قتلگاه محسن است
آشیان قهرمان بدر و خیبر سوخته

سینه زهرا شکسته، چهره‌اش نیلی شده
مرتضی، خونین جگر قلب پیمبر، سوخته!

بر حریم عقل کل، دیوانه‌ای زد آتشی
کز غمش هر عاقلی را جان و پیکر سوخته

خیمه‌گاه کربلا را آتش از اینجا زدند
شد ز داغ محسن آخر کام اصغر، سوخته

گر نمی‌کرد اشک چشمانت «حسان» امداد من
می‌شد از آه من این اوراق دفتر، سوخته

شاعر : استاد حبیب چایچیان


بانو آیتی @assarkhoneh


                                  





طبقه بندی: خانواده، تاریخ، دینی، شعر و موسیقی ،
[ پنجشنبه 18 بهمن 1397 ] [ 11:26 ب.ظ ] [ بانو آیتی ]
جشنی بسیار زیبا و با محتوا با حضور

استاد دکتر مصطفی رحمان دوست شاعر و

داستان سرا به همت کتابخانه زهرائیه ( سید مجتبی آیت ) ،

شهرداری و آموزش و پرورش نجف آباد در سالن شهروند

( هفت برج خارون ) برگزار شد که سبب شادی افراد کوچک

و بزرگ حاضر درجلسه گردید .

شعر صد دانه یاقوت را گروهی در سالن اجرا کردند.

استاد همیشه پایدار باشی با بیانی زیبا

دوشنبه 97/9/12 ساعت 9 صبح

بانو آیتی @assarkhoneh
آپلود عکسآپلود عکس 
                         آپلود عکس



طبقه بندی: خانواده، تاریخ، حکایت، گردشگری، شعر و موسیقی ،
[ چهارشنبه 14 آذر 1397 ] [ 09:28 ق.ظ ] [ بانو آیتی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 63 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فال حافظ


وبلاگ اشعار کامل شاعران

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

کد حباب و قلب


// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);