حکایت و شعر پند آموز
این نکته نوشته ایم بر دفتر عشق ، سر دوست ندارد آنکه دارد سر دوست  
لینک دوستان
لینک های مفید
 فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
                
                   توجه : کنار صفحه کینک دوستان

               آدرس وبلاگ های دیگر من

              
عصار خونه سید رضا آیتی

                                       mamanasal.mihanblog.com

               شجره نامه سادات آیت ، آیتی ، سرمدی ، محزونی نجف آباد

                                         saadaatma.mihanblog.com

                                                     


[ دوشنبه 29 آذر 1395 ] [ 10:17 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]


مجلس میهمانی بود...که

پیر مرد از جایش برخاست تا به بیرون برود...

اما وقتی که بلند شد، عصای خویش را بر عکس بر زمین نهاد...

و چون دسته عصا بر زمین بود، تعادل کامل نداشت...

دیگران فکر کردند که او چون پیر شده، دیگر حواس خویش را از دست داده

و متوجه نیست که عصایش را بر عکس بر زمین نهاده...

به همین خاطر صاحبخانه با حالتی که خالی از تمسخر نبود،

به وی گفت:

پس چرا عصایت را بر عکس گرفته ای؟ !

پیر مرد آرام و متین پاسخ داد:

زیرا انتهایش خاکی است!

نمی خواهم فرش خانه تان خاکی شود..


***************

پس همیشه

مواظب قضاوت هایمان باشیم...

چه زیباست

برای کسی که میفهمد،

هیچ توضیحی لازم نیست

و

برای کسی که نمی فهمد،

هر توضیحی اضافه است !


آنان که میفهمند، عذاب می کِشند

و

آنان که نمی فهمند،عذاب می دهند !


مهم نیست که چه "مدرکی" دارید،

مهم اینست که چه "درکی" دارید !



[ دوشنبه 7 اردیبهشت 1394 ] [ 09:37 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]


عکس ‏جشن در ایران باستان‏

جشن اردیبهشتگان؛

اردیبهشت روز ، از اردیبهشت ماه، برابر با دوم اردیبهشت گاهنامه امروزی.

اردیبهشتگان، یا گلستان جشن؛ از جملهٔ جشنهای دوازدگانهٔ سال

ایران باستان بوده است و از شمار جشن‌های آتش است.

روز سوم از هر ماه باستانی به نام اردیبهشت می‌باشد

و بر اساس گاهشماری امروزین، دوم اردیبهشت خورشیدی،

برابر با جشن اردیبهشت‌گان است.

"ابوریحان بیرونی" درباره این جشن می نویسد:

(اردیبهشت ماه؛ روز سوم آن اردی بهشت است

و آن عیدی است که اردیبهشتگان نام دارد برای اینکه هردو

نام با هم متفق شده.

اردی بهشت به معنی بهترین راستی است؛ بعضی گفته اند

به معنای منتهای خیر و خوبی است .

اردیبهشت ایزد آتش و نور است و این دو با او همپیوندی دارد

و خداوند او را به این کار موکل کرده و نیز ماموریت داده است

علل و امراض را به یاری ادویه و اغذیه زائل کند و صدق

را از کذب و حق را از باطل تمیز دهد.)

"خلف تبریزی" آورده که: (در این روز نیک است به معبد و آتشکده

رفتن و از پادشاهان حاجت خود خواستن و به جنگ و کارزار شدن.)

ایرانیان از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان،

لباس سپید رنگ می‌پوشیدند که نمایانگر پاکیزگی است.

زمان برگزاری جشن اردیبهشتگان (دوم اردیبهشت)

از سویی دیگر همزمان است با زمانی که در بسیاری از

جایهای ایران، گلها شکوفا شده‌اند.

از این رهگذر، این جشن به گونه ای جشن گلها نیز بدل شد؛

جشنی که اکنون در هلند و بسیاری کشورهای دیگر نیز کمابیش

همزمان با جشن اردیبهشتگان برگزار می‌شود.

در روزگار باستان در هنگام این جشن، شهریاران بار عام می دادند

و موبد موبدان آیینی را که رواک (رایج) بوده در پیشگاه پادشاه

برگزار می کرد و همه را اندرز می گفت.

سران هر گروه به پادشاه شناسانده می شدند و

هنرمندان پاداش می گرفتند.

اردیبهشتگان از جشنهای آتش است؛ و آتش نماد فروزان بودن،

به سوی بالا رفتن و پاک بودن و پاک کردن است.

بر پایه گاهنامه کنونی که شش ماه اول سال را 31 روز شمار کرده و یک روز به‌

فروردین ماه افزوده اند؛ جشن اردیبهشتگان در دوم اردیبهشت برگزار می‌شود.

سومین یشت از اوستا (اردیبهشت یشت)؛ به نام همین امشاسپند است.

پیام این جشن به مردمان، راستی پیشه کردن و در پاکی زیستن است.

امروزه زرتشتیان در اردیبهشتگان، با رفتن به آدریانها (آتشکده ها)،

روبروی روشنایی می ایستند و با سرایش اردیبهشت یشت ،

خداوند جان و خرد را ستایش می کنند

و اشویی (راستی و هنجار درست) را به یکدیگر سفارش می‌نمایند .

برگرفته از سمرقند و بخارا



[ یکشنبه 6 اردیبهشت 1394 ] [ 09:49 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

   رویت هلال ماه رجب و تولد امام محمد باقر مبارک باد 


                                                                                
[ یکشنبه 30 فروردین 1394 ] [ 10:40 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

شعر ی از نجیب بارور شاعر افغانستان ،

شاعری که اشعارش با مسائل روز همنوایی دارد .

بیان شعر او وحدت و همدلی است .

او از اتحاد بین فارسی زبانان سخن می گوید .

مرزهایی که سیاست بین آنها کشیده ، نباید باعث تفرقه و جدایی شود .

بامید آن روز که تفرقه نباشد .

*******************************

هر کجا مرز کشیدند . شما پُل بزنید
حرف تهران و سمرقند و سرپُل بزنید

هر که از جنگ سخن گفت بخندید براو
حرف از پنجره رو به تحمل بزنید

نه بگویید به بت های سیاسی نه نه
روی گور همهِ تفرقه ها گل بزنید

مشتی از خاک بخارا و گل از نیشاپور
باهم آرید و به مخروبه کابل بزنید

دختران قفس افتاده پامیر عزیز
گلی ازباغ خراسان به دوکاکل بزنید

جام از بلخ بیارید و شراب از شیراز
مستی هردو جهان را به تغزل بزنید

هرکجا مرز ..ببخشید که تکرار آمد
فرض بر این که کشیدند دوتا پُل بزنید


*************************




[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

خدا یک تار و یک تور و یک تیر دارد،

با تار و تور و تیر خود آدم ها را جذب میکند.

تار خدا قرآن است. نغمه های قرآن آسمانی است

خیلی ها از طریق قرآن جذب خدا می شوند.

خیلی ها را با تور جذب خودش میکند مثل

مراسم اعتکاف و مراسم ماه رمضان و شب قدر

تیر خدا همان بارهای مشکلات است .

غالب آدمها را از این طریق جذب خودش می کند.

اولیای خداوند برای مشکلات لحظه شماری می کردند.

شد دلم آسوده چون تیرم زدی

ای سرت گردم چرا دیرم زدی؟

***************************

عارف ربانی، حاج اسماعیل دولابی رحمت الله علیه



[ شنبه 29 فروردین 1394 ] [ 07:04 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]
[]

پای یک مسجد متروک بنای ده ماست                  
نو تر از منظره ها مقبره های ده ماست

خانه هامان گِلی و پنجره هامان بسته                     
فقط این مسجد متروکه نمای ده ماست

کدخدای ده ما هرچه بگوید حق است                    
کدخدای ده ما نیست خدای ده ماست

کدخدا را چو خدا قبله حاجت کردیم                       
کدخدایی و خدایی که بلای ده ماست

ما از این زندگی آخر به خدا خسته شدیم                   
این صدا مختص من نیست صدای ده ماست

خاک نفرین شده ها مرکز طاعون زده ها               
تخم آفت زدگی در گل و لای ده ماست

پدرم از ده بالا که غروب آمد گفت                        
هرچه بد بختی و درد است برای ده ماست

آی چوپان جوان خسته نباشی بنواز                       
فقط این نی لبکت لطف و صفای ده ماست

******************************

این شعر بنا به گفته برادر فرهنگی متعلق به

آقای  یعقوبی از روستای رزن همدان است




[ پنجشنبه 27 فروردین 1394 ] [ 09:58 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]
 
 امروز به یاد شادروان سلمان هراتی افتادم . او متولد مازندران است .

 یک فرهنگی دلسوز ، او اشعارش را با شعر سهراب همراهی می کرد .

 او با شاعرانی همچون قیصر امین پور همراه بود .

 یادش گرامی و روحش شاد .


پیش از تو آب معنی دریا شدن نداشت

شب مانده بود و جرأت فردا شدن نداشت



بسیار بود رود در آن برزخ کبود

اما دریغ زهره ی دریا شدن نداشت



در آن کویر سوخته، آن خاک بی بهار

حتی علف اجازه ی زیبا شدن نداشت



دلها اگرچه صاف ولی از هراس سنگ

آیینه بود و میل تماشا شدن نداشت



چون عقده ای به بغض فرو بود حرف عشق

این عقده تا همیشه سرِ واشدن نداشت


             سلمان هراتی



[ چهارشنبه 26 فروردین 1394 ] [ 09:51 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

فروغی شاعر قرن سیزده و در دوره قاجاریه می زیسته .

اشعار او بیشتر بصورت غزل سروده شده است .

از این شاعر اشعار عرفانی نیز به یادگار مانده است


*************************

نه به دیر همدمم شد، نه به کعبه هم نشینم
عجبی نباشد از من که بری ز کفر و دینم

تو و کوچۀ سلامت، من و جادۀ ملامت
که به عالم مشیّت تو چنان و من چنینم

نه تو من شوی، نه من تو، به همین همیشه شادم
که به کارگاه هستی تو همان و من همینم

ز سجود خاک پایش به سرم چه‌ها نیامد
قلم قضا ندانم چه نوشته بر جبینم

چه کنم اگر نگردم پی صاحبان خرمن
كه فقیر خانه بر دوش و گدای خوشه‌چینم

رخ دوست را ندیدم دم رفتن، ای دریغا
که به روی او نیفتاد نگاه واپسینم

تو و زلف مشک بارت من و چشم اشک بارم
تو و لعل آبدارت من و کام آتشینم

کسی از سخن شناسان به لب گهرفشانت
نشنید گفتۀ من که نگفت آفرینم

من و دیده برگرفتن به کدام دل فروغی
که میسّرم نگردد که فروغ او نبینم

*************************

        فروغی بسطامی



[ دوشنبه 24 فروردین 1394 ] [ 09:41 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

                امشب رفتیم یَمن و شعر یِمنی

             نه این یه من ، نه اون یَمن
             یه من ، یه من
، یه من ،یه من

            **********************



            گر در یمنی چو با منی پیش منی
            گر پیش منی چو بی‌منی در یمنی
            من با تو چنانم ای نگار یمنی
            خود در غلطم که من توام یا تو منی!

                    ابوسعید ابوالخیر


           ************************


             گر بود قسمت ، آید از یَمن

             ورنباشد قسمت ، اوفتد از دَهن





[ یکشنبه 23 فروردین 1394 ] [ 08:31 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

چه مراسم های زیبا وبا شکوهی در طول تاریخ داشته ایم

و به فراموشی سپرده شده است . وای بحال آیندگان که هیچ ندارند .



**************************************************

جشن در ایران باستان


جشن سروش گان شادباد

جشن سروش روز از فروردین ماه، برابر با هفدهم فروردین است.

«سْـرَئوشَـه» یا «سروش»، پیام آور اهورا مزداست.

واژه سروش بمعنای "سروده شدن پیام خدایی در دل"؛

یا "نیوشیدن پیام خدا بگوش جان" می باشد.

مانند آنچه امروز به «اشراق» نام آور است.

سُروش یکی از ایزدان باستانی ایرانیان است.

او از ایزدان بزرگی است که بر هماهنگی جهان دیده بانی دارد

و پیمان‌ها را می‌پاید. سروش در اوستا به صورت مرغ سروشه

 که نماد آن خروس است ظاهر می‌شود، و نماد نیوشیدن

و پیروی از اهورامزدا به شمار می‌آید.

خروس(در زبان پهلوی خروهه)، و به ویژه خروس سپید

كه از گرامی ترین جانوران، در نزد ایرانیان به شمار می رفته

و به سبب بانگ بامدادی، نماد سروش دانسته ‌شده است.

خروس بهمراهی سگ، یاوران سروشند و اهریمنان و بداندیشان

را با بانگ کردن بهنگام برآمدن آفتاب، از زندگانی مردمان دور می کنند.

در قدیمی‌ترین بخش اوستا (بخش گاهان) ، آمده که سروش

به همراه بهمن (اندیشه نیک)، به سوی پرهیزکاران می‌آید و

به هنگام پاداش و کیفر دادن به همراه اشی است.

می گویند، ایزد سروش بر فراز کوه البرز کاخی دارد،

با یک‌هزار ستون که به خودی خود روشن است و

ستاره‌نشان (یسنه ۵۷، بند ۱۰). گردونهٔ او را در آسمان،

چهار اسب نر درخشان و تیزرو با سم‌های زرین می‌رانند.

هیچ موجودی از ایشان پیشی نمی‌گیرد و بدین‌گونه است

که او دشمنان خود را در هر کجا که باشند، دستگیر می‌کند.

در دوران فریدون نیز سروش چند بار بر این پادشاه پدیدار می‌گردد.

 نخست او را از کشتن ضحاک باز می‌دارد و سپس، به وی فرمان


      

می‌دهد تا ضحّاک را به دماوند برد و در بند کند.

ایزد سروش بعدها به یونان راه یافت و بصورت دو خدای هرمس

 (پیام آور خدایان در یونان باستان) و آپولو (خدای خورشید) درآمد.

با این تفاوت که یاوری اهورایی و پیام آوری خدایی او، بقالب

خدایان نه چندان اشوی یونانی دگرگون گشت.

روز هفدهم از هر ماه در ایران باستان ، سروش نام داشته است

 و آیین‌های دینی و جشن‌های ویژه‌ای در روزهای هفدهم

هر ماه برگزار می‌شده است که امروزه به فراموشی گراییده است ،

ولی سروش روز به ویژه در ماه فروردین از ارزش ویژه‌ای در آیین‌ها

دینی برخوردار بوده که با شست‌وشو و به پرستشگاه رفتن

و نیایش کردن همراه بوده است. این روز را روز باژ ،

یعنی روز سخن زیرلب(زمزمه، نیایش) - نیز می‌گفته‌اند.

در برهان قاطع آمده‌است که نیک است در این روز دعا کردن

و به آتشکده رفتن.


******************************************

برگرفته از سمرقند و بخارا



[ دوشنبه 17 فروردین 1394 ] [ 11:14 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]


فرخی سیستانی شاعرقرن پنجم بود . او متولد سیستان است .                                          

اشعار پر محتوا دارد . شعر زیر در مورد نوروز است                                                               

                                                             

                   *****************                                                                                                                                                                                                                                                          نوروز، روز خرمی بی عدد بود                                                                                          
                                                                                                                                                   روز طواف ساقی خورشید خد بود                                                                                    

                                                                                                                                                        مجلس بباغ باید بردن که باغ را                                                                                       
                                                                                                                                                   مفرش کنون ز گوهر و مسند زند بود                                                                                 

                                                                                                                                                     آن برگهای شاسپرم بین و شاخ او                                                                                   
                                                                                                                                            چون صد هزار همزه که برطرف مد بود                                                                               

                                                                                                                                                           نرگس بسان حلقه زنجیز زر نگر                                                                                      
                                                                                                                                                     کاندر میان حلقه زرین وتد بود ...                                                                                     

 
[ پنجشنبه 13 فروردین 1394 ] [ 08:36 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

توبه ها را بشکنید
میخانه ها را وا کنید ای باده خواران
پیمانه را احیا کنید ای مُل گساران

باده در ساغر کنید،توبه ای دیگر کنید،
خرقه از تن برکنید،توبه ها را بشکنید،
توبه ها را بشکنید‌، آمد بهاران

یادی از آیین مستانی کنید
مست پنهانی کنید

تا سحر پیمانه گردانی کنید
مست پنهانی کنید

روز و شب معشوقه‌بازی‌های عرفانی کنید
مست پنهانی کنید

مست پنهانی کنید،
مست پنهانی کنید، همچون خماران

توبه ها را بشکنید،
توبه ها را بشکنید، آمد بهاران

عاشقان غوغا کنید
هر دلی شیدا کنید

یک نفس گر می‌توان ساغر زدن
پس چرا اندیشه‌ی فردا کنید؟!
غصه از سر وا کنید،پیمانه را احیا کنید


پیمانه را احیا کنید ای بی‌قراران!

توبه ها را بشکنید،
توبه ها را بشکنید، آمد بهاران


*******************

صغیر اصفهانی



[ سه شنبه 11 فروردین 1394 ] [ 08:16 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

هدف از همگانى كردن این متن به چالش كشیدن و شناختن

حقیقتى است كه همه ساله مورد گفتگو قرار مى گیرد:

هفت سین ها باید دارای این ویژگی ها باشند .

۱- نام آنها پارسی باشد

۲- با بندواژه (حرف) سین آغاز شود

۳- دارای ریشه گیاهی باشند.

۴- خوردنی باشند

سیب. سیر. سماغ. سرکه. سمنو. سبزی( یا سبزه ) و سنجد

بر این پایه : سنبل ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است

سکه ( نه خوراکی است نه پارسی ) تازی است

سماور ( نه خوراکی است نه پارسی ) روسی است

در بیست میلیون واژه های پارسی، نمی توان هشتمی را

برای هفت سین های نوروزی پیدا کرد که دارای این ویژگی ها باشند

هر یک از سین های هفت سین، نماد یکی از سپنتاهای

( هفت ابر فرشته ) کیش زرتشت است

سیر (نماد اهورا مزدا

سبزه (فرشته اردیبهشت نماد آبهای پاک است

سیب (فرشته سپندارمذ، فرشته زن ، نماد بارداری و پرستاری است

سنجد (فرشته خورداد نماد دلبستگی

سرکه (فرشته امرداد نماد جاودانگی

سمنو (فرشته شهریور نماد خواربار

سماغ (فرشته بهمن نماد باران

سماغ (واژه پارسی است و نباید با بندواژه " ق " نوشته شود

******************

((دکتر ناصر انقطاع))



[ جمعه 22 اسفند 1393 ] [ 06:49 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

امشب شعری از شاطر عباس صبوحی  برایتان انتخاب کردم .

او شغلش نانوایی بود و سواد خواندن و نوشتن نداشت .

ولی اشعار زیبا ودلنشین دارد .

**************


پدر خواهد ببرّد زلفکان چون کمندش را  

پسر حیران که چون سازد گرفتاران بندش را                                                                                                                                                                                          

کند کوتاه دست از زلف و از لعل شکر خندش
نداند کاین دو هندو پاسبانانند قندش را

 

سپندش خال و دودش زلف و آتش پرتو رویش
عبس بی دود می خواهی بر این آتش سپندش را

 

نکرده هیچ ابرو خم به قطع زلف می ماند
کمانداری که داد از دست ارپیچان کمندش را

 

صبوحی آن قدر نگذاشت آن زلف دو تا بر جا
که گیری یک شب و بوسی دو لعل نوشخندش را




[ چهارشنبه 20 اسفند 1393 ] [ 11:08 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]


سید اشرف الدین گیلانی اشعار زیبا و ظنز خود را در

رونامه نسیم شمال منتشر می کرد .

این نشریه در زمان جنبش مشروطه انتشار می یافت .

امروز به مناسبت عید نوروز شعر سمنو را انتخاب کردم .


************

ننه جون من سمنو می‌خواهم

یار شیرین دهنو می‌خواهم


عاشقم من به لقای سمنو

سر و جانم به فدای سمنو


سمنو خوب تر از جان من است

سمنو شیره‌ دندان من است


من که در مطبخِ تو آشپزم

سمنو را به چه شکلی بپزم؟


ننه جون ارث به اولاد بده

سمنو را تو به من یاد بده


دختر ای ماه پسندیده من

ای رُخَت روشنی دیده من


سمنو کار تو تنها نبود

دیگ و اسباب در این جا نبود


اولا دیگ بزرگی باید

گندمِ سبزِ سترگی باید


جمع باید بکنی مردم را

آب باید بکشی گندم را


ذره‌ای خاک نریزد در دیگ

چشم ناباک نیفتد بر دیگ


جمع گردند ز نِسوان و بَنات

دور دیگ سمنو با صلوات


بنشینند همه، سُبحه به کف

پیش دیگ سمنو صف در صف


سمنو رخت به مینو بکشد

مَلَک از اوج فلک بو بکشد


تا که دیگ سمنو جوش کند

عَم قِزی، خاله قِزی، نوش کن


***************

سید اشرف الدین گیلانی ( نسیم شمال )



[ شنبه 16 اسفند 1393 ] [ 07:53 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 54 :: ... 11 12 13 14 15 16 17 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فال حافظ


وبلاگ اشعار کامل شاعران

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

کد حباب و قلب


// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);