حکایت و شعر پند آموز
این نکته نوشته ایم بر دفتر عشق ، سر دوست ندارد آنکه دارد سر دوست  
لینک دوستان
لینک های مفید
 فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

چون چندین سال است دستی در امور خیریه داریم .

بعضی افراد نیازمند که مراجعه می کنند و می بینیم

که با در بسته مواجه شده اند و در حد توان خیریه می توانیم

آنها را شاد کنیم خوشحال می شویم . روزانه افرادی مراجعه می کنند

که پول و یا مالی را می خواهند در برنامه ایی دیگر مصرف کنند

ولی با مراجعه به خیریه تغییر رویه داده اند و پول و یا مال را

در اختیار خیریه قرار داده اند .

 ای کاش از خواب بیدار شویم .

****************************
حکایت

نقل است که یکی با بُشر حافی رحمه الله علیه مشورت کرد که :

«دوهزار درم حلال دارم. می خواهم که به حج روم ».

گفت: « تو به تماشا می روی. اگر برای رضای خدای می روی،

وام درویشی چند بگذار، یا به یتیمی یا عیال داری ده ؛

 که راحتی (که) به دل ایشان رسد، از صد حج فاضل تر» .

گفت: «رغبت حج بیشتر دارم ». بُشر گفت:

« از آن که این مال نه از وجه نیک به دست آورده ای،

تا به نا وجه خرج نکنی قرار نگیری ».

************************
از تذکره الاولیاء عطار نیشابوری




[ شنبه 25 بهمن 1393 ] [ 10:23 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

بعضی از شعر ها واقعا بردل می نشیند . حال

اگر موسیقی زیبایی هم همراه آن باشد بسیار دلنشین می شود .

بعضی از اشعار انگار فقط همین خواننده می تواند بخواند .

 نمیدانم واقعا چه حسی است .


************************************

دستم به دامانت نرو ، آتش مزن بر جان من
جانم به قربانت بیا ، امشب بمان مهمان من
سر در گریبانم مرو ، مشتاق و حیرانم مرو
جانا پریشانم مرو ، برهم مزن باران من
یک روز می آیی که من ، دل کنده ام از جان و تن
می جویی ام از پیرهن ، کو یوسف کنعان من
ای نازنین بی وفا ، دیر آمدی حالا چرا ؟
دیگر نمی آیی نرو ، جان را رها کن جان من
دیروز و امروزم ببین ، حال شب و روزم ببین
چون شعله می سوزم ببین ، کو ابر من باران من

********************************

متن شعر از : دکتر امیرحسین سعیدی

آهنک پریشان : اسماعیل تهرانی

خواننده : بیژن بیژنی



[ چهارشنبه 22 بهمن 1393 ] [ 09:50 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

به یاد شهدای بهمن 1357


کاروان شهید

***************

می گذرد کاروان ، روی گل ارغوان                                           

قافله سالار آن ، سرو شهید جوان

در غم این عاشقان ، چشم فلک خون فشان             

داغ جدایی به دل ، آتش حسرت به جان

خورشیدی،  تابیدی، ای شهید!                                         

در دلها جاویدی ، ای شهید!

می گرید٬ در سوگت٬ آسمان                                              

می سوزد٬ از داغت٬ شمع جان

چون روید٬ لاله از٬ خاک تو                                               

"یاد آرم٬ هر جا از٬ خاک تو"

بنگر چون شد ، دلها خون شد، زین آتش ها

از موج خون شد ، لاله گون ، دشت و صحرا  

 زین درد و غم ، گرید عالم ،ای شهید ما !

از این ماتم٬ خون می گریم                                                         

ای یاران ، ای یاران

سوزم از داغ غمی ، داغ ظلم را ستنید

خون هر جانباز٬ می دهد آواز٬      

جان فدای وطنم٬ خاک ایران کفنم

ای دریغا٬ لاله ی ما ٬                    

گشته گلگون٬ خفته در خون

خورشیدی، تابیدی، ای شهید!    

در دلها جاویدی، ای شهید!

می گرید ، در سوگت٬ آسمان                                            

می سوزد٬ از داغت٬ شمع جان

****************************


شاعر: محمد ذكائی / آهنگساز: محمدرضا لطفی / باصدای دلنشین شهرام ناظری

                 



[ چهارشنبه 22 بهمن 1393 ] [ 11:11 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

محمد(ص )
شفیع روز جزا می باشد .

در دنیا رفتاری داشته باشیم ،

تا در آخرت مورد شفاعت قرار بگیریم .

******************************

وعده گاه ما کنون ، کمپین احمد(ص) می شود

جنگ احزاب است ، اینک بدر و خیبر می شود

هر دلی را بنگری با عشق احمد(ص) ، دل شود

گر بگویی نام او ، این دل مطهر می شود

با گلاب هر گلی شویند ،  مگر بیت اللهش؟

از گلاب احمدی ، آنجا معطر می شود

عیسو یون را بگو ، گر نام عیسی بر لب است

با وجود مصطفی(ص) ، ذکر مکرر می شود

حضرت موسی بن عمران ، با ید بیضاییش

چون به قرآن آمده ، اینگونه باور می شود

دین کل انبیاء دارد نشان ،  از آن خلیل

با محمد(ص) دین اسلامش ، میسر می شود

گر به هر دینی تو هستی ، معتقد بر انبیاء

با کتاب مصطفی ، راهت منور می شود

بشکند دستش که بی پروا ، جسارت می کند

 بی شک او روز جزا ، مغضوب داور می شود

در دفاع از ختم مرسل ، جان ما بی ارزش است

جان نثار درگهش ، حقا که سرور می شود

در یمین و در یسار ، هادی ز کفر اشقیا

 هر که باشد عاشق احمد(ص) ، مکدر می شود

***************************

شاعر هادی اصفهانی مقدم



[ سه شنبه 21 بهمن 1393 ] [ 07:07 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]


این سماور جوش است ، پس چرا می گفتی

دیگر آن خاموش است؟

باز لبخند بزن

قوری قلبت را ، زودتر بند بزن

توی آن، مهربانی دم کن

بعد بگذار که آرام آرام

چای تو دم بکشد.

شعله اش را کم کن.

دست هایت ، سینی نقره نور

اشک هایم ، استکان های بلور

کاش استکان های مرا ، توی سینی دلت می چیدی

کاشکی اشک مرا می دیدی.

خنده هایت قند است.

چای هم آماده ست.

چای با طعم خدا

بوی آن پیچیده است، از دلت تا همه جا

پاشو مهمان عزیز

توی فنجان دلم

چایی داغ بریز

**************************

شعری زیبا از عرفان نظر آهاری



[ دوشنبه 20 بهمن 1393 ] [ 08:06 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

         من عاشق محمدم


                         ****

        خدای از بدو خلقت عاشقت بود
        نبودی زندگی کامل نمی شد

        به جز با دست تو یک آیه قرآن
        به سمت آدما نازل نمی شد

        تو اسمت عشقه ، اسمت مهربونی
        تو پرچمدار صلحی ، صلح و رحمت

         زمین مدیونته ، تا زندگی هست
         محمد بود اسمت ، یا محبت

                    *******
         زمین تُو قلب وحشت غوطه ور بود
         تو که با قلب دریایی رسیدی

         تو با اخلاص سنجیدی جهانو
         تمام مردمو یکرنگ دیدی

         باید از یاد تو پُر شد که قلبم
         همیشه غرق حس بندگی شه

         باید دنیارو از اسم تو پُر کرد
         تا اینکه جایی واسه زندگی شه


                       *******

         شاعر این شعر را نمیدانم کیست



[ دوشنبه 20 بهمن 1393 ] [ 08:12 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]


فیض اهل کاشان بود . درقرن یازدهم در دوره صفوی می زیست .


 او داماد ملا صدرا بود . اشعار زیادی از او باقی مانده است .

******************************

            یک رباعی
 
ای حسن تو جلوه‌گر ز اسما و صفات   

روی تو نهان در تتق این جلوات


اندیشه کجا بکبریای تو رسد        

هیهات ازین خیال فاسد هیهات




[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

       همه چیزمان شد چینی . از ابر آسمان تا ماهی دریا .

       بیا تا سنگ قبر ، از چین بیاریم

       همان مداح خوان ، از چین بیاریم

                        و

       همان گونه که شاعر مهدی استاد احمد سروده

     **********************************

       نه تنها پیرهن از چین بیاریم

       که اقلامی خفن از چین بیاریم

 

         
برای رفع مشکل از جوانان
       در این فکریم زن از چین بیاریم!

 

        
کفن پوشان راه محو فقریم
      ولی باید کفن از چین بیاریم

 

        
دکانها مملو از پوشاک چینی است
      از این پس رختکن از چین بیاریم

 

        
اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد
       نکن شیون لَبَن از چین بیاریم

 

       
چراغ مه شکن وقتی نداریم
      چراغ مه شکن از چین بیاریم!

 

       
هزار و صد تومن لازم اگر شد
      هزار و صد تومن از چین بیاریم!

 

       
ولی، شاید، اگر، داریم، اما
      یقینا، واقعا از چین بیاریم

 

      
گلاب قمصر کاشان گران است
      بیا مُشک خُتن از چین بیاریم

 

       
به هر صورت به سود ماست کلا
      اگر حتی لجن از چین بیاریم

 

        
به جای رستم دستان و سهراب
       اساطیر کهن از چین بیاریم

 

        
برای شاعران الفاظ کمیاب
       جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم

 

       
پر طاووس در دنیا گران است
      دماغ کرگدن از چین بیاریم

 

       
اگر با زلزله تهران فرو ریخت
      دوباره یک پکن از چین بیاریم

 

       
دهنها خسته شد از نطقهامان
      یدک باید، دهن از چین بیاریم

 

       
ترقه، فشفشه، باروت، موشک
      خطرناکه حسن! از چین بیاریم

 

         
خلاصه جنس کشور گشته چینی
       فقط مانده وطن از چین بیاریم

 

         
بیا تا دست یکدیگر بگیریم
       و سر تا پا بدن از چین بیاریم

 

         
به هر صورت سیاست اینچنین است
       به ما هر چی بگن از چین بیاریم



        ***********************************





[ جمعه 17 بهمن 1393 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

این هم از جوانان امروزی ، زندگیشان شده پول و تفریح .


در بین آنها چشم و هم چشمی هم ، بیداد می کند . 


" ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ: "    ( در این زمان )

**************************

* ﭼﻨﯿﻦ ﮔﻔﺖ ﺭﺳﺘﻢ ، ﺑﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﯾﻞ *
* ﮐﻪ ﻣﻦ ﺁﺑﺮﻭ ﺩﺍﺭﻡ ، ﺍﻧﺪﺭ ﻣﺤﻞ *

 
* ﻣﮑﻦ ﺗﯿﺰ ﻭ ﻧﺎﺯﮎ ، دو ﺍﺑﺮﻭﯼ ﺧﻮﺩ *
 
* ﺩﮔﺮ ﺳﯿﺦ ﺳﯿﺨﯽ ﻣﮑﻦ ، ﻣﻮﯼ ﺧﻮﺩ *

 
* ﺷﺪﯼ ﺩﺭ ﺷﺐ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ، ﮔﺮﻡ ﭼﺖ *
 
* ﺑﺮﻭ ﮔﻤﺸﻮ ، ﺍﯼ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﺕ *

 
* اس ام اس ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻧﺖ ، ﺑﺲ ﻧﺒﻮﺩ *
 
* ﮐﻪ ﺍﯾﻤﯿﻞ ﻭ ﭼﺖ ﻫﻢ ، ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﻭ ﻧﻤﻮﺩ *

 
* ﺭﻫﺎ ﮐﻦ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ، ﺩﺧﺖ ﺍﻓﺮﺍﺳﯿﺎﺏ *
 
* ﮐﻪ ﻣﺎﻣﺶ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽ ﻧﻤﺎﯾﺪ ، ﮐﺒﺎﺏ *

 
* ﺍﮔﺮ ﺳﺮﺑﻪ ﺳﺮ ، ﺗﻦ ﺑﻪ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﻫﯿﻢ *
 
* ﺩﺭﯾﻐﺎ ﭘﺴﺮ ، ﺩﺳﺖ ﺩﺷﻤﻦ ﺩﻫﯿﻢ *

 
* ﭼﻮ ﺷﻮﻫﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ، ﮐﯿﻤﯿﺎﺳﺖ *
 
* ﺯ ﺗﻮﺭﺍﻧﯿﺎﻥ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ، ﺧﻄﺎﺳﺖ *

 
* ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻣﮑﻦ ﺿﺎﯾﻊ ، ﺍﺯ ﺑﻬﺮ ﺍﻭ *
 
* ﺑﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﺠﻮ *

 
* ﺩﺭﯾﻦ 8 ﺗﺮﻡ ، ﺍﯼ ﯾﻞ ﺑﺎﮐﻼﺱ *
 * ﻓﻘﻂ 8 ﻭﺍﺣﺪ ﻧﻤﻮﺩﯼ ، ﺗﻮ پاس *

 
* ﺗﻮ ﮐﺰ ﺩﺭﺱ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ، ﮔﺮﯾﺰﺍﻥ ﺑﺪﯼ *
 
* ﭼﺮﺍ ﺭﺷﺘﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ، ﭘﺰﺷﮑﯽ ﺯﺩﯼ *

 
* ﻣﻦ ﺍﺯ ﮔﻮﺭ ﺑﺎﺑﺎﻡ ، ﭘﻮﻝ ﺁﻭﺭﻡ *
 
* ﮐﻪ ﻫﺮ ﺗﺮﻡ ، ﺷﻬﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﻫﻢ *

 
* ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﻬﻠﻮﺍﻧﺎﻥ ﭘﯿﺸﻢ ، ﭘﺴﺮ *
 
* ﻧﺪﺍﺭﻡ به جز ﮔﺮﺯ ﻭ ﺗﯿﻎ ﻭ ﺳﭙﺮ *

 
* ﭼﻮ ﺍﻣﺮﻭﺯﯾﺎﻥ ، ﻭﺿﻊ ﻣﻦ ﺗﻮﭖ ﻧﯿﺴﺖ *
 
* ﺑﻮد ﺩﺧﻞ ﻣﻦ 17 ﻭ ﺧﺮﺝ 20 *

 
* ﺑﻪ ﻗﺒﺾ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺖ ، ﻧﮕﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ *
 
* ﭘﺪﺭ ﺟﺪ ﻣﻦ ﺭﺍ ، ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﯼ *

 
* ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﺮﻡ ، ﺑﻨﺪﻩ ﺑﺎ ﺭﺧﺶ ﺧﻮﯾﺶ *
 
* ﺗﻮ ﭘﻮﻝ ﻣﺮﺍ ﻣﯽ ﺩﻫﯽ ، ﭘﺎﯼ ﺩﯾﺶ *

 
* ﻣﻘﺼﺮ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺭﺍﻩ ، ﺗﻬﻤﯿﻨﻪ ﺑﻮﺩ *
 
* ﮐﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ، ﻟﻮﺳﺖ ﻧﻤﻮﺩ*

         از جوکستان





[ پنجشنبه 16 بهمن 1393 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

ساده ترین کار جهان اینست که ، خودت باشی و .

دشوارترین کار جهان اینست ، کسی باشی که دیگران می خواهند .

 دیل کارنگی


[ چهارشنبه 15 بهمن 1393 ] [ 06:52 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]
یک غزل زیبا از استاد ادبیات فارسی در دانشگاه خجند

****************************
غنچه ای بهر شکفتن ، در بهار دل نماند
آفتاب عشق هجرت کرد ، یار دل نماند
یک چراغی داشتم ، بر کوه باور از امید
کرم شبتابی هم اکنون ، بر مزار دل نماند
تیره شد اندیشه های، نوربالای زمان
این بهار پر حوادث ، در نوار دل نماند
آب حسرت ریخت ، در جام بلورین دلم
پیشه ای جز خون خود خوردن ، ز کار دل نماند
روزگاران یک فلخمان سنگ زد،  ما را به سر
یک قلم بیت شکیبا ، جز شعار دل نماند
سینه را با هفت آب عشق باید شست ، لیک
قطره ای از آب صدق ، چشمه سار دل نماند
قامت امید را خم کرد ،  اندوه فلک
پیر سال آرزو هم ، در حصار دل نماند
باغ باغ و شهر شهر ، کوچه کوچه ده و ده
موج انسان ریخت ، اما غمگسار دل نماند


*******************************

 نور علی نورزاد - تاجیکستان




[ چهارشنبه 15 بهمن 1393 ] [ 10:26 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

    رسوای زمانه

***************************  
                 

شمع و پروانه منم
مست میخانه منم
رسوای زمانه منم دیوانه منم

یار پیمانه منم
از خود بیگانه منم
رسوای زمانه منم دیوانه منم

چون باد صبا در به درم
با عشق و جنون همسفرم
شمع شب بی‌سحرم
از خود نبود خبرم
رسوای زمانه منم دیوانه منم

تو ای خدای من شنو نوای من
زمین و آسمان تو می‌لرزد به زیر پای من
مه و ستارگان تو می‌سوزد ز ناله‌های من
رسوای زمانه منم دیوانه منم

وای از این شیدا دل من
مست و بی‌پروا دل من
مجنون هر صحرا دل من
رسوا دل من رسوا دل من
ناله تنها دل من
داغ حسرت ها دل من
سرمایه سودا دل من
رسوا دل من

خاکستر پروانه منم
خون دل پیمانه منم
چون شور ترانه تویی
چون آه شبانه منم
رسوای زمانه منم دیوانه منم


***********************

بهادر یگانه


[ چهارشنبه 15 بهمن 1393 ] [ 08:27 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

**********************

مرگ بر تازیانه ها
تازیانه های بی امان
به گرده های بی گناه بردگان
مرگ بر مرگ ناگهانی صد هزار زندگی
در یکی دو ثانیه
با سقوط علم از آسمان
مرگ بر کشتن جوانه ها
مرگ بر انتشار سم در زلال رودخانه ها
مرگ بر فصاحت دروغ
مرگ بر بوق های بوق
مرگ بر سیم های خاردار و کشتزارهای بیم
مرگ بر گورهای دسته جمعی و بندهای انفرادی زمین
مرگ بر بریدن نفس
مرگ بر قفس
مرگ بر شکوه خار و خس
مرگ بر هوس
مرگ بر حقوق بی بشر
مرگ بر تبر
مرگ بر شراره های شر
مرگ بر سفارت شنود
مرگ بر کودتای دور
زندگی باد زندگی او
زنده باد زندگی من، تو، ما
یک کلام… مرگ بر آمریکا
مرگ بر ابولهب
مرگ بر یزید و شمر و ابن سعد
مرگ بر زاده‌ی زیاد
بگو بلند: بیش باد
مرگ بر قطعنامه های بستن فرات، قحط آب
مرگ بر تیر مانده بر گلوی کودک رباب
مرگ بر قطع خنده های روشن علیرضا
مرگ بر گلوله ای که خط کشید روی خاطرات آرمیتا
یک کلام…مرگ بر آمریکا

*****************************

دکتر محمد مهدی سیار

[ سه شنبه 14 بهمن 1393 ] [ 07:50 ق.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]
            
       همان بهتر که بهر زندگی داشته باشیم ، نه بهر مُردگی


            هر آنکس مال و جاهش بیشتر بی
            دلش از درد دنیا ، ریشتر بی


            اگر بر سر نهی ، چون خسروان تاج

            به شیرین جانت ، آخر نیشتر بی




[ شنبه 11 بهمن 1393 ] [ 07:27 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]

        یا رب چه قشنگ است و چه زیبا ،  حرم قم
        چون جنت اعلا ، حرم محترم قم


        بانوی جنان، اخت رضا، دختر موسی

        دردانه زهرا و ملائك خدم قم


       هر كس كه زیارت كندش ، در حرم قم

       اجرش بودش از بهر ،  بهشت و حرم قم


       وفات فاطمه معصومه (س) تسلیت باد


[ شنبه 11 بهمن 1393 ] [ 07:04 ب.ظ ] [ سیده رقیه آیتی ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

تعداد کل صفحات : 52 :: ... 11 12 13 14 15 16 17 ...

درباره وبلاگ


آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز
فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

فال حافظ


وبلاگ اشعار کامل شاعران

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

خدمات وبلاگ نویسان جوان

کد حباب و قلب


// setTimeout(function () { // GetMihanBlogShowAds(); // }, 1000);